ابراهيم اصلاح عربانى

42

كتاب گيلان ( فارسى )

لطف و زيبائى جورابهاى دستباف گيلان بيشتر مديون نقشهاى جالب و سنتى آنهاست . زنان پير از ديرزمان تاكنون عامل بقاء اين هنر دستى و نقشهاى سنتى آن بوده صنعت بافتن پوشاكهاى پشمى و نخى را عملا به نسل بعدى منتقل مىسازند . تا زمان ما تقريبا هيچ طرح و نوشته‌اى در مورد نقشهاى متنوع اين دستبافته‌ها وجود نداشته و آموزش از طريق عملى و به اصطلاح سينه‌به‌سينه انجام گرفته است . نقشها و تصاويرى كه در حال حاضر بر روى جورابها و خورجينها و ساير دستبافته‌هاى گيلان ديده مىشود يادآور نقشها و تصاوير كهن اين سرزمين است . با اندكى دقت مىتوان انواع گوناگونى از نقشها و تصاوير سنتى را بر روى دستبافته‌هاى امروز پيدا كرد ، مثلا نقشهاى هندسى ، شانه‌اى ، شاخه‌اى ، سرخسى ، صليبى و انواع ديگر از نقشها و تصاويرى كه بر روى دستبافته‌هاى تالش ، داماش ، عمارلو ، قاسم‌آباد و ماسوله مشاهده مىشود عينا يا با اندكى اختلاف از نقشها و تصاوير كهن تقليد شده است . « 29 » گليم و جاجيم : گليم و جاجيم « 30 » در اصل يك كالاى روستائى بوده و به وسيلهء چوپانان و روستائيان بافته شده است . بدون ترديد انگيزهء بافت گليم و جاجيم نياز خانواده‌هاى روستائى و شبانى به اين كالا بوده و در دسترس بودن مواد و مصالح لازم پيدايش اين صنعت و گسترش آن را موجب شده است . با اندكى دقت روشن مىشود كه ماهيّت اساسى بافندگى روستائى و خصلت سنتى و مصرفى آن از دوران كهن تا امروز تغيير چشمگيرى نكرده است . در گذشته روستائيان گيلان دستبافتهائى چون گليم ، جاجيم ، خورجين و نظائر آنها را براى عرضه به بازار تهيه نمىكردند و براى مصارف خانواده مورد استفاده قرار مىدادند . اين كالاها گهگاه به عنوان فرآورده‌هاى اضافى در دادوستدهاى پاياپاى ميان افراد محلى ردوبدل مىشد . اما امروز بافندگان روستاهاى گيلان علاوه بر تأمين نيازهاى خود دستبافتهاى زيبائى جهت عرضه به بازار تهيه مىكنند . در گيلان مادهء اصلى دستبافتهائى نظير گليم ، جاجيم و خورجين پشم است . برخى از بافندگان از پنبه استفاده مىكنند . در روستاها زنان اغلب با دوكهاى كوچك پشم مىريسند و سپس آن را به صورت نخ درمىآورند و نخ را خود با استفاده از مواد شيميائى يا گياهى رنگ مىكنند و يا آن را به رنگرزى مىدهند . مراكز توليد گليم در گيلان شهرستانها و روستاهاى تالش ، رودبار ، فومن و رشت است . در اين مراكز قالى و قاليچه نيز بافته مىشود ولى صنعت قالى بافى در گيلان پيشرفت قابل توجهى نداشته است . با رواج كالاهاى ماشينى جاجيم‌بافى رونق خود را از دست داده است . در گذشته نوعى جاجيم از ابريشم و پشم بافته مىشد كه زيبائى خاصى داشت ، ولى امروز به علت گرانى ابريشم و عدم نياز ، بافت آن تقريبا منسوخ شده است . در جاجيمهاى گيلان رنگ اصلى مانند ساير دستبافتها قرمز است . خورجين نيز از نظر توليد كم‌وبيش وضعى نظير جاجيم دارد . در گذشته كه براى حمل‌ونقل كالا از چارپايان استفاده مىشد كليهء خانواده‌هاى روستائى به خورجين نياز داشتند ، زيرا اين دستباف پشمى يا نخى تنها وسيلهء مناسبى بود كه كالاهاى روستائيان را در خود جاى مىداد و به آسانى بر پشت چارپايان قرار مىگرفت . امروز كه روستائيان غالبا براى حمل كالاها از وسائل موتورى استفاده مىكنند كمتر به خورجين نياز مىيابند . از سوى ديگر اجناس ارزان‌قيمتى نظير برزنت در موارد مختلف جاى خورجين را مىگيرد . بر طبق آمار منتشره در « شناسنامهء صنايع دستى گيلان » به سال 1365 در 29 روستاى استان گيلان كارگاههاى قاليبافى و گليم‌بافى وجود داشته است . اسامى روستاهاى مزبور بدين قرار است : آستارا : حاجىاميرونه‌بين - حيران سفلى - حيران عليا - حيران وسطى - شاغولا - غلام‌محله - هودول . رشت : علىنوده - خشك‌اسطلخ - شمس‌بيجار . رودبار : بن‌زمين - جليسه - ملامحله - اسطلخ‌كوه - سيبن - طالكوه - ناش - بالاچراكوه - رودسر - كوسه . رودسر : هلوبن‌دره - پائين‌محلهء قاسم‌آباد .

--> ( 29 ) . در اين زمينه آقاى جليل ضياپور در فصل « نقش و تصوير در گيلان » به تفصيل بحث كرده‌اند . ( 30 ) . بافته‌اى است از پشم تابيدهء الوان كه بسيار زبر و خشن است . به عنوان فرش و روانداز و نيز براى پيچيدن رختخواب مورد استفاده قرار مىگيرد . دهخدا مىنويسد : « فرشى باشد كه آن را از نمد الوان دوزند . » لغت‌نامهء دهخدا ، ذيل ، « جاجم » ، صفحهء 28 .